Bulls

خُل‌واژه‌ها

سارا و مهشید 5 (2)

 

تو هاگیر و واگیر ضدعفونی‌ کردن دسته چرخِ خرید و نشون دادن کارتِ کاسکو بودم که سه‌رخِ آشنایِ یه زن اومد جلوی روم. برقِ چشم‌هایِ سرمه‌ایش تو چندصدم ثانیه منو برد به سال سوم دبیرستان. توی نمایِ بسته‌، Read more
نازمَلِک 0 (0)

  توی ده پیچیده بود که نازملک عاشق شده. از پیر و جوون همه فهمیده بودن که دخترک اون دختر قبل نیست. با هیچ‌ کس حرفی نمی‌زد. غذا نمی‌خورد. حتی با Read more
گورخواب 0 (0)
  «مهم نیست مردم چی می‌گن. می‌گن من و تو بدبختیم؟! می‌گن جا نداریم؟ می‌گن کثیفیم؟ بذا بگن… هر چی می‌خوان بذا بگن. خودت و خودم که می‌دونیم از همیشه خوشبخت‌تریم. من و تو هیچی هم که نداشته باشیم، Read more
The love luck 0 (0)
  – What is this? – What? – This. Here.  – Nothing… Nothing important. Not anymore. Got an appointment on Thursday for removing it. – It’s printed on your heart. Probably it should be an acronym of your Read more
سگ و زن 0 (0)
مردِ تنها بعد از مدّت‌ها دل از سگش کند و راهی خیابان شد. در آن گرگ و میشِ شب در مرکزِ شهر فقط سیاه‌ها و فاحشه‌ها را می‌شد دید. دلش یک زن می‌خواست. یک برخورد پوست با پوست. یک Read more
غیرممکن 0 (0)
–         همیشه به این فکر می‌کردم که اینائی که می‌آن می‌شینن روی این صندلی‌های بلند، جلوی بارمَن زل می‌زنن به یه دیواری که پرِ شیشه‌هایِ مشروبه باید خیلی حالشون بد باشه. Read more
من و تو. فقط من و تو. 0 (0)
بعد از این همه سال…  بالاخره شد…  کی باورش می‌شد…  تو شوهر کردی،  من اون‌جوری شدم…  راهامون موازی هم اومد تا آخرش این‌جا باز به هم رسیدیم…  ولی خوبیش اینه که دیگه باهمیم… Read more
دوباره‌ها 0 (0)
نشسته‌ای رو به من، رویِ این صندلی‌هایِ قشنگ ولی ناراحت. امواجِ دریا به سمت ما نزدیک و نزدیکتر می‌شود. هر بار نزدیکتر از بارِ قبل. نه من به چشم‌هایِ تو نگاه می‌کنم و نه تو. حتی بعد از بالا Read more
مِی‌ُلوگ 0 (0)
–         می‌دونی چیه؟ –         چیه؟ –         تو وقتی مشروب نمی‌خوری خیلی… –    Read more
یک اتفاق نه‌چندان ساده 5 (1)
بعد از چهارده‌  سال که از آخرین دیدارشان می‌گذشت، بطور اتفاقی در یک روز، یک ساعتِ مشترک، به یک نمایشگاهِ نقاشی رفتند. زن شروع کرد از چپ تابلوها را دیدن و مرد از راست نمایشگاه را دور زد. Read more
Femme fatale 0 (0)
The class was on its fifth day when she entered. un gilet gris and the rest in black; like her eyes, her hair and maybe her heart! Sexy! As sexy as a brunette Marilyn Monroe. From all the available Read more
A fresh start 0 (0)
   Finally, he made his decision. This was a great opportunity for him. This job was the only he really liked to do in his whole life. The one which he didn’t need to send a resume to Read more
قصة یکی از اون قفل‌هایِ نبسته 0 (0)

چند تا؟ چقدر؟ چند متر؟ چه تعداد؟ چند سال؟ چند ساعت؟ چه مقدار؟  

 

این فقل‌ها چند خاطرة گم‌شده، چقدر رازِ نگفته، چند متر فیلمِ بر پرده نیومده، چه تعداد مصراع شعر نگفته، چند سال افسانة یک کلاغ Read more
آمین 0 (0)
–         اغلب گفته می‌شود که این عشق است که دنیا را بر مدار خود برقرار می‌سازد. اگرچه درست‌تر آن است که بگوئیم این دوستی‌ست که ما را بر مدارِ دنیا استوار Read more
شکنجه‌هایِ رخت‌خوابی 0 (0)
–         پس چی شد این که اون موقع‌ها می‌گفتی تختِ کوئینِ من احتیاج به یه کوئین داره؟ –         بگم غلطِ زیادی خوردم بی‌خیالِ Read more
کارِ بزرگ 0 (0)
(برای آقای لوبیتز)   هیچ‌کس نفهمید چشه! هرگز کسی یک لحظه هم فکر نمی‌کرد که «اندریاس» ممکنه افسرده باشه. واسه اینکه شخصیت شوخی داشت و لبخندش همیشه اونجا بود. حتی وقتی خودش با پای خودش رفت به بیمارستان دانشگاه Read more
خونه 0 (0)
  اینجا بویِ عید نمی‌آد. خبری از بویِ توپ و کاغذ رنگی هم نیست. همه قلّک‌ها از قبل شکسته شدن. اینجا کسی به کسی سکه عیدی نمی‌ده. کسی قاشق نمی‌زنه. بتة نور شده کُپة نمور. نه باغچه بو می‌ده Read more
روزمرگی 0 (0)

هميشه دلم مي​خواست با اون باشم! يعني بين اون همه، هر وقت اين يکي رو مي​ديدم دلم هُرررررري مي​ريخت. ولي اصلا اون راه نمي​داد! هيچ رقمه! تا اينکه اون پسره اومد و دمش Read more
The Art of Handling Angry Patients 0 (0)
It was said she was the best cardiologist in the town; thus, the crowded waiting room was not unexpected for me.

 

I was sitting in the waiting room for about one and a half hours. When suddenly an Read more