سوءِتفاهم

0
(0)
یه شب مستِ مست کرد، نشست جدّی و محکم با خدا اتمام حجّت کرد:
«یا این هفته کاری می‌کنی جایزة پنجاه میلیونی رو ببرم، یا یه‌ کاری می‌کنی دیگه تویِ این دنیا نباشم.»
چند روز بعدش پنجاه میلیون رو برد.
هفتة بعدش هم کادیلاک جدیدش رفت زیر یه کامیون و قبل از اینکه حتی به آمبولانس خبر بدن، جا‌به‌جا مُرد.
یا اون‌شب شرابش خیلی شراب بود، یا خدا «یا»یِ جمله‌ش رو نشنیده بود.

Rate This

We are sorry that this post was not useful for you!

Let us improve this post!

Tell us how we can improve this post?

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *